اولی:_مرا این زندگی زهر که باخاکستر عجین باشد...
دومی:_زهر مار بابا،مردم کم بدبختی دارن،هی تونم غمگین بخوان
اولی:_من شکست عشقی خوردم،هرچی کردم نتونستم چیزایی که اون خواستو براش فراهم کنم.
دومی:_پس برای اینکه نتونستی چیزایی که میخواستو فراهم کنی،باهات ازدواج نکرد
اولی:آره
دومی:_بدم نشد ها،اینکه عشق نبود،اون فقط خواسته ازت استفاده کنه!حالامدخودتو ناراحت نکن،کسی که عشق نداره ضرر کرده.