ظلم نمیدانم چندم، پدر

پدری هست که بچه هاش میخوان چندروز چند روز ازش نگهداری کنن،یکی ،همون پسر بزرگه،,میگه ۱۵روز پیش من،بقیه اش باشما،یکی ،پسر کوچیکه،میگه سه ماه پیش هر دخترش من کاری ندارم،اون یکی پسر هم که هی خانه نداره!اون دتا پسر دیگه اش هم،حساب نمیکنن،البته اونا دوستش دارن و میخوانش!

اما حرف وسخن من اینه،کاش میدمشان و اونها میگفتم:«اون روز که شما آمدین دنیا،کدام یک از این حرف هارو زد؟!

۳ نظر ۱۲ موافق ۰ مخالف
جا مانده ایم از قافله عشق...:).
تا بینهایت و فراتر از آن.

نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان
ت