شیب ۱،یک_خانه تکانی (صرفاً وتنها برای شکستن یخ بیان)🎈

صرفاً وتهنا برای شکستن یخ بیان
آقایان و خانوما!، میگن بخ‌بیان را بشکنید، من مبگوبم یخ بیان  فقط و تنها!؟ سنگش را هم میشکنیم و هرچه چیز نگهدارنده برای ننوشتن!
دیروز ما صبح که از خواب بیدار شدیم، چشمتان و هیچ کجایتان روز بد نبیند،فرشها و قالی های خانه همه جمع وجور و بسته بندی شده،ناشتا نخورده مارا فرستادند بالای پله، پرده هارا در بیاوریم،رفتیم بالای پله که یکدفعه ویهویی سرما گیج رفت، من گفتم کم نیاوریم، نگویند عرضه ندارد!دست از پله گرفتم و پرده هارا یکی پس از دیگری، مانند و مثل دشمنی بد کردار و تینت، در آوردم! اینجا که جای خوبش بود... این پرده ها گیره هایش را درست نزده بودیم، تقریباً و حدود و اندازه ی ۱۰ بار دراش آوردیم، تا مادر خشنود گردد و رضایت بدهد... سپس و بعد از این فرش و زیلو و موکت و پتو هایی که خواهر کوچکمان گربه شور کرده بود را و سه تا پودر رختشویی مصرف و استفاده برای یکی از آنها کرده یود را شستیم، حالا وسرانجام کف این می رفت!؟طی را باتمام زور و قدرت برویش کشیدم تا رفت! البته وزن مجاز را برویش آوردم، که نشکند!
بعد وسپس هم دیگر هیچ، تلویزیون را روشن کردم، ساعت چهار بود، زدیم شبکه و کانال تماشا، پزشک دهکده را نظاره گر وتماشاگر شدیم و لذت برید و خوشحال شدیم!😅
راستی تا یادم نرفته، این پزشک دهکده چقدر خفنه! توی این قسمتش یه کلانتری بود به کلانتر دهکده، پسره پزشک دهکده، دکتر کویین،میگفت:*یه کلانتر خوب از فکر و اندیشه اش برای  دستگیری مجرما وگناهکارا استفاده میکنه، نه تفنگ*میگفت تاحالا یک نفر روهم نکشته، به گمانم وفکرکنم حتیٰ شلیک هم باهاش نکرده بود، کلانتر دهکده هم، یاد گرفت ازش و اون کلانتر خفنه، تفنگشو باهاش عوض کرد،دسته صدفی بود مال خودش،ماله کلانتر دهکده، معمولی و عادی بودش... .:).؛).

 

۹ نظر ۱۰ موافق ۰ مخالف
نویسنده آشنا
۲۰ شهریور ۱۲:۰۷

سلام

اقا امیر شما یخ کمک کردن رو هم شکستی😄👌

عجب پست یخ شکنی بود🌹:) لذت بردم!

پاسخ :

سلام. سلام. سلام... .:).
بله،زدین توخال،یخ کمک کردن شکستن!
خیلی خیلی،ممنونم... .:).
فاطـــღـــمـه ツ
۲۰ شهریور ۱۴:۴۱

سلام

چقدر پسته لحن خوبی داشت 😄😍

واقعا خوب بود لذت بردم ، دمتون گرم 👌👏

اینکه کمک دست خانواده باشید خیلیییی خوبه ، آفرین به شما 🌹

یبار منم چند بار گیره های این پرده رو باز کردم دوباره انداختم دوباره نشد باز بازش کردم ، تا سه روز گردن و بازوهام درد میکرد 😂

پاسخ :

سلام. سلام.سلام... .:).
خیلی خیلی متشکرم:).
بازهم ممنون؛)
خیلی خیلی مچکرم:)
واقعاً کار سختیه، حکم شستن ده تا فرش گنده رو داره!😂😅🌻🎈❄🎅📗
علیرضا ‌‌
۲۰ شهریور ۱۶:۵۲

سلام، سلام، سلام :')

احسنت به تو ای پسر خوب:)

پاسخ :

سلام. سلام. سلام... .:).
ارادتمندیم؛)
.ک. .ن.
۲۰ شهریور ۱۸:۱۰

به این میگویند خانه تکانی...بقیه مسخر بازی اند😆

پاسخ :

سلام. سلام. سلام... .،:).
پس چه!؟زدی توخال زبل!😅🌻🎈😂
.ک. .ن.
۲۰ شهریور ۱۸:۱۳

به این میگویند خانه تکانی...بقیه مسخر بازی اند😆

پاسخ :

سلام. سلام. سلام... .،:).
پس چه!؟زدی توخال زبل!😅🌻🎈😂

زری ...
۲۰ شهریور ۱۸:۳۰

ماشالله ماشالله

خدا قوت پهلوان :)))

پاسخ :

سلام. سلام.سلام... .،؛)/.
خیلی خیلی ممنونم،زری خانوم!🎈🌻😅
Lady Loki
۲۰ شهریور ۱۸:۵۸

سلام بامزه بود داستانتون:)

+موافقم پزشک دهکده واقعا سریال خوبیه من از اون بخش داستان که به نژادپرستی اعتراض میشه واقعا خوشم میاد

پاسخ :

سلام. سلام.سلام... .:).
خیلی خیلی سپاسگذارم.:).
بله،اون بخشش و همه جاش!🎈🌻😅
MIS _REIHANE
۲۰ شهریور ۲۲:۵۵

اتفاقا چن روز پیش با ننم بحث پزشک دهکده بود :دی از خانومی و گهرباریش تعریف میکردیم :دی

 

پاسخ :

سلام. سلام.سلام... .:).
چه خوب،واقعاً وبه درستی خوبن ایشون؛).🎈🌻
.. میخک..
۲۵ شهریور ۱۷:۰۴

آقا شرکت میکنین خبر بدین دیگه

پس‌فردا اسمتون رو تو قرعه کشی نمیذاشتم خوب بود؟

پاسخ :

سلام.سلام.سلام... .:).
درود برشما.:).
ندانستم، آقا من همه ی پست های شهریورم برای شکستن یخ بیانه، یه جایزه و ارمغان خوبی به من بدین!😂🎈🍀
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
پاییز با قیچی سلمانی اش، در راه است... .:).؛).🍂🍁
تا بینهایت و فراتر از آن.

نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان
ت