یادداشت های یک جادوگر

کتاب..... :).؛). همه چیز اینجا یه شوخیه،به انتهای خوشمزگیه یه بستنی قیفی

یادداشت های یک جادوگر

کتاب..... :).؛). همه چیز اینجا یه شوخیه،به انتهای خوشمزگیه یه بستنی قیفی

یادداشت های یک جادوگر

می بینم، آن شکفتن شادی را...

هوشنگ ابتهاج☕

تا بینهایت و فراتر از آن.





پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۷ بهمن ۰۱، ۱۸:۵۰ - 🖤black swan 🖤
    سلامم
نویسندگان

گزارش هفتگی امیرجادوگر_شماره ۱

شنبه, ۲۸ آبان ۱۴۰۱، ۱۰:۴۳ ق.ظ

گزارش اول:نقل مکان خانواده ای چهار نفره به کوچه مان،کوچه ۷۷۱،پلاک ۱۵

چهارشنبه هفته گذشته به این خانه آمدند، در بدو ورود که من کنار درختمان در کوچه بودم، دختری که به نظرم دختر بزرگ خانواده می آمد، لبخند زنان به سمت من آمد و با دستانی که ده عدد نان سنگک در دستش بود، گفت که تازه له این محل آمده اند و تعارف نان کرد، من تشکر کردم ولی او نان هارا در بغل من انداخت و سه تا نان دو خشخاشی روی سکوی کنار خانه ی ما گذاشت و نان هارا از دست من گرفت و خداحافظی کرد و رفت، پالتوی قرمز بارانی اش قطرات باران رویش می چکیدند...

 

گزارش دوم:پیرمردی بدنساز که مربی زیبایی اندام هم هست، در دکانش رادیروز،آدینه، تخته کرد.خودش میگفت مشتری هایش کم است ولی من به دکانش مشکوک هستم، چون دیشب چراغ هایش روشن بود و خودش و پسرش و مردی میان سال سبیلو، از آن سبیل های نیچه ای داشت، در دکانش گرم صحبت بودند، تا سایه ی مرا دیدند چراغ ها خاموش، و پرده ی پشت پنجره را انداختند...

 

پی نوشت: و البته ناگفته نماند که پیرمرد امروز یک طناب کلفت از ابزار یراق فروشی محل خرید، هنگام رفتن پیرمرد بدنساز، چشمان درشت سبز رنگ ابزار فروش که پشت عینکش خییلی  بزرگ بنظر می رسیدند، از آن هم بزرگ تر شد...

 

نظرات  (۵)

  • محسن رحمانی
  • 🙄

    پاسخ:
    سلام.سلام.سلام
    لطف دارید😅

    چه مشکوک 🤔 یاد افسانه‌ها و قصه‌های پریان می‌افتم

    پاسخ:
    سلام. سلام. سلام
    چه زیباست تصورش کردین👌
  • زی زی گولو بلاسم
  • سلام.

    انشالا مهمون میام خونه شون خخخخ. 

    دارند یکی رو میکشند :/

    باید قیافه ابزار فروش دیدنی باشه خخخ

    پاسخ:
    سلام. سلام.سلام، دوباره
    خیلی مهمان نوازند انگار😅
    خیلی به آدمکشم میخوره این پیرمرد بدن ساز 😁
    چشماش شده بود اندازه ی توپ فوتبال😄🍩
  • سارا سماواتی منفرد
  • سلام

    من جای شما بودم  به دختر خانم تازه وارد فکر می کردم تا قاتل سریالی (((-:

    پاسخ:
    سلام.سلام.سلام
    انقدر میاد در خانه مان دیگه فکر لازم نیست درباره ش بکنی، هی نذری میارن😂
  • اشکان ارشادی
  • سلام بر امیرجان 

    الان من امیرجان را بدون فاصله نوشتم یعنی بعد از نوشتن امیر ، دکمهٔ اسپیس یا همان فاصله را نزدم! به طرز نوشته شدن با فاصله و بدون فاصله توجه و دقت کن آقا امیر!

    امیرجان 

    امیر جان 

    خوب چه فاصله بدهم و چه ندهم هر دو به یک صورت خوانده می‌شود و معنی نیز یکسان است. ولی در متن زیبایی که نوشتی من برای مدتی فکر کردم که رادیروز یعنی چه؟ که یکدفعه فهمیدم فاصله نزدی!!!

    یعنی رادیروز ، را دیروز است!

    دوم:پیرمردی بدنساز که مربی زیبایی اندام هم هست، در دکانش رادیروز (را دیروز) ،آدینه، تخته کرد.

    حیف است اگر اصلاحش نکنی!

    امیر جان منهم اشتباه اعم تایپی و غلط املایی دارم پس اصلاً ناراحت نشوی.

    مطلب جالبی بود.

     

    پاسخ:
    سلام.سلام.سلام:).
    چقدر خوب کردید این فاصله میان کلمات رو گفتید، از این به بعد حتماً رعایتش میکنم:).
    لطف دارید.
    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی