یادداشت های یک جادوگر

کتاب..... :).؛). همه چیز اینجا یه شوخیه،به انتهای خوشمزگیه یه بستنی قیفی

یادداشت های یک جادوگر

کتاب..... :).؛). همه چیز اینجا یه شوخیه،به انتهای خوشمزگیه یه بستنی قیفی

یادداشت های یک جادوگر

می بینم، آن شکفتن شادی را...

هوشنگ ابتهاج☕

تا بینهایت و فراتر از آن.





پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۷ بهمن ۰۱، ۱۸:۵۰ - 🖤black swan 🖤
    سلامم
نویسندگان

همچنان در جاده ی برفی

پنجشنبه, ۸ آبان ۱۳۹۹، ۱۰:۳۶ ق.ظ

برف هنگامه کرده بود.سوز و سرما بیشتر شده بود.برف تاج خروسی می بارید.صدای زوزه هر لحظه بیشتر میشد.کمی دورتر یک درخت زبان گنجشک پیدا بود.برگ هایش ریخته بود به جز چند تا و باد شاخه هایش را بی امان تکان میداد.یک چاله پای درخت قرار داشت.یک لانه ی خالی کلاغ هم بالای درخت بود‌.صدا از آنجا می آمد...برف سفت و سخت شده بود.درون چاله یک پسر بچه و یک سگ افتاده بودند...برف مانند پتو رویشان افتاده بود...بی حرکت بودند و فقط ناله می کردند...

  • Amir chaqamirza

زمستان

نجات

نظرات  (۸)

  • محمد رجائی
  • نویسندگی کن و پول در بیار!

    تک نویس - یک سایت بسیار جذاب برای نویسندگان فارسی زبان است که میخواهند بصورت حرفه ای نویسندگی کنند. شما میتوانید در مسابقات شرکت کنید و برنده شوید و پول دربیارید و امتیاز و شهرت کسب کنید و تجربه کسب کنید. همچنین این سایت توسط افراد زیادی قابل مشاهده هس و میتواند یک رزومه کاری مناسب برای شما باشد.

  • نویسنده آشنا
  • سلام

    خیلی ناراحت کننده اس، جایی گیر افتاده باشیم و کسی برای کمک نباشه🤦‍♂️حالا هرچی میخوای داد بزن.

    +در ادامه: پسره به سگش میگه که کمک بیاره، سگش رو با یه کمک کوچیک به بالا میندازه و سگه هم از چاله میاد بیرون و میره کمک میاره😄و خانوادش با خبر میشن و نجات پیدا میکنه:)

    پاسخ:
    سلام.واقعا خیلی بده.
    چه ادامه ی خوبی گفتین...👌
  • دختر پاییزی
  • سلام... اگر خودتون نوشتید که خیلی خوب بود👌 👏

    فقط درخت رو تو خط سوم دوبار نوشتید

    پاسخ:
    سلام برشما.نوشته خودم هستش😊.
    مرسی بابت اینکه گفتین.

    سلام..زیبا بود

    پاسخ:
    سلام برشما.
    خیلی ممنون

    سلام 

    هم غم داشت هم جذابیت :) 

    پاسخ:
    سلام.
    بله.خیلی مچکر.

    باریکلا. خوشم اومد. نویسنده ای توانمند و خلاق...

    پاسخ:
    آقای محمد سلام.
    خیلی مچکرم.
  • یاسمن گلی:)
  • زیبا بود 🙂❤️

    پاسخ:
    سلام سلام سلام.
    خیلی ممنونم.
  • غریبه آشنا A
  • آفرین چه خوب 👌 غمگین نوشتی 😟

    داداش گلم هم با پایان خوب شیرینش کرد 😉

    پاسخ:
    خیلی مچکرم.
    پایانش غم انگیز نیست‌....حالا حالاها با آقا معلم و شاگرداش و بقیه ی اهالی داستان داریم😊.
    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی